ماشین‌حساب فیوچرز

با ماشین حساب فیوچرز آنلاین ورسلند می‌توانید سود و زیان (PNL)، قیمت هدف، قیمت لیکوییدیشن، حداکثر موقعیت و میانگین قیمت ورود را پیش از باز کردن معامله محاسبه کنید.
آخرین قیمت:—
10X
USDT
USDT
BTC
نتایج محاسبه USDT

کارمزد معاملات در این محاسبه لحاظ نشده است و نتایج صرفاً برآورد اولیه هستند.

معاملات فیوچرز ارز دیجیتال با اهرم 100X

با ارائه اهرم‌های بالا، به شما کمک می‌کنیم تا از نوسانات بازار ارزهای دیجیتال بیشترین سود را کسب کنید.

دیگر ابزارهای معاملاتی

مبدل ارز دیجیتال
ماشین حساب فیوچرز
ماشین حساب لیکوییدیشن
ماشین حساب ریسک به ریوارد
ماشین حساب ریسک به ریوارد
ماشین حساب ریسک به ریوارد

ماشین حساب فیوچرز چیست و چه چیزی را محاسبه می‌کند؟

ماشین حساب فیوچرز ابزاری برای شبیه‌سازی عددی یک معامله اهرمی پیش از باز کردن پوزیشن است. اگر قیمت ورود، قیمت خروج، حجم معامله و اهرم را بدانید، می‌توانید قبل از ثبت سفارش بررسی کنید که یک سناریوی فرضی چه میزان سود یا زیان ایجاد می‌کند، چه مقدار مارجین درگیر می‌شود، قیمت هدف برای رسیدن به ROI مشخص کجاست یا با تغییر پارامترهای معامله، قیمت لیکوییدیشن چگونه تغییر می‌کند.

ماشین حساب فیوچرز ورسلند برای موقعیت‌های Long و Short طراحی شده و پنج محاسبه اصلی را در اختیار کاربر قرار می‌دهد:

بخش ماشین حسابکاربرد
سود و زیان یا PNLمحاسبه سود یا زیان احتمالی پوزیشن و بازده آن
قیمت هدف یا Target Priceمحاسبه قیمت لازم برای رسیدن به ROI موردنظر
قیمت لیکوییدیشنبرآورد محدوده‌ای که پوزیشن در معرض بسته‌شدن اجباری قرار می‌گیرد
حداکثر موقعیتمحاسبه بیشترین حجم نظری پوزیشن براساس مارجین و اهرم
میانگین قیمت ورودمحاسبه Average Entry Price هنگام ورود در چند قیمت مختلف

هدف این ابزار پیش‌بینی جهت بازار نیست. خروجی ماشین حساب فقط نتیجه ریاضی پارامترهایی است که وارد می‌کنید. اگر فرض ورود، خروج یا حجم معامله تغییر کند، نتیجه نیز تغییر خواهد کرد.

چگونه از ماشین حساب فیوچرز ورسلند استفاده کنیم؟

برای شروع، ابتدا جفت‌ارز موردنظر را انتخاب کنید. سپس مشخص کنید قصد شبیه‌سازی یک موقعیت لانگ (Long) یا شورت (Short) را دارید و اهرم یا Leverage را تعیین کنید.

پارامترهای موردنیاز در هر بخش متفاوت هستند. برای مثال، در محاسبه PNL به قیمت ورود، قیمت خروج و حجم معامله نیاز دارید؛ اما برای محاسبه قیمت هدف، قیمت ورود، اهرم و ROI هدف اهمیت بیشتری دارند.

در ماشین حساب ورسلند می‌توانید برای برخی فیلدهای قیمت از آخرین قیمت بازار نیز استفاده کنید. بااین‌حال، آخرین قیمت مشاهده‌شده لزوماً همان قیمتی نیست که سفارش واقعی شما در آن اجرا خواهد شد. سفارش‌های Market به عمق Order Book و شرایط بازار وابسته‌اند و ممکن است با Slippage یا لغزش قیمت همراه شوند.

محاسبه سود و ضرر فیوچرز یا PNL چگونه انجام می‌شود؟

PNL مخفف Profit and Loss است و مقدار سود یا زیان یک پوزیشن را نشان می‌دهد. در قراردادهای خطی که ارزش معامله با USDT محاسبه می‌شود، PNL اساساً از اختلاف قیمت ورود و خروج و اندازه موقعیت به دست می‌آید.

برای پوزیشن لانگ:

PNL = (قیمت خروج − قیمت ورود) × حجم معامله

برای پوزیشن شورت:

PNL = (قیمت ورود − قیمت خروج) × حجم معامله

این منطق در مستندات رسمی صرافی‌های بزرگ نیز برای قراردادهای USDT-M استفاده می‌شود.

مثال محاسبه سود فیوچرز در پوزیشن لانگ

فرض کنید یک موقعیت BTCUSDT با مشخصات زیر شبیه‌سازی شده است:

  • قیمت ورود: 60,000 USDT
  • قیمت خروج: 63,000 USDT
  • حجم موقعیت: 0.1 BTC

بنابراین:

PNL = (63,000 − 60,000) × 0.1 = 300 USDT

در این سناریوی فرضی، سود ناخالص معامله 300 تتر است.

اگر قیمت خروج به‌جای 63,000 تتر، 57,000 تتر باشد:

PNL = (57,000 − 60,000) × 0.1 = -300 USDT

در نتیجه همان پوزیشن 300 تتر زیان ناخالص خواهد داشت.

محاسبه PNL در پوزیشن شورت

در معامله Short جهت محاسبه برعکس می‌شود. برای مثال اگر ورود در 60,000 تتر و خروج در 57,000 تتر باشد:

PNL = (60,000 − 57,000) × 0.1 = 300 USDT

این تفاوت یکی از دلایلی است که هنگام استفاده از ماشین حساب سود فیوچرز باید جهت پوزیشن به‌درستی روی Long یا Short تنظیم شود.

تفاوت PNL، مارجین و ROI چیست؟

PNL، Margin و ROI سه مفهوم متفاوت هستند که نباید به‌جای یکدیگر استفاده شوند.

PNL مقدار مطلق سود یا زیان معامله است؛ برای مثال 300 USDT.

مارجین اولیه یا Initial Margin مقدار وثیقه‌ای است که برای کنترل یک پوزیشن اهرمی نیاز دارید.

در یک مدل ساده:

مارجین اولیه = ارزش پوزیشن ÷ اهرم

و:

ارزش پوزیشن = قیمت ورود × حجم

اگر ارزش یک پوزیشن 6,000 تتر و اهرم آن 10X باشد:

Initial Margin = 6,000 ÷ 10 = 600 USDT

ROI نیز سود یا زیان را نسبت به مارجین اولیه نشان می‌دهد:

ROI = PNL ÷ Initial Margin × 100

اگر PNL برابر 300 تتر و مارجین اولیه 600 تتر باشد:

ROI = 300 ÷ 600 × 100 = 50%

مستندات رسمی پلتفرم‌های فیوچرز نیز ROI را براساس نسبت PNL به Initial Margin تعریف می‌کنند.

آیا اهرم بیشتر مستقیماً PNL را بیشتر می‌کند؟

خیر؛ این یکی از سوءبرداشت‌های رایج درباره محاسبه سود فیوچرز است.

اگر حجم موقعیت ثابت باشد، تغییر اهرم به‌تنهایی PNL دلاری حاصل از اختلاف قیمت را تغییر نمی‌دهد. برای مثال سود یک موقعیت 0.1 BTC از 60,000 تا 63,000 تتر همچنان 300 تتر است، چه همان حجم با اهرم 5X کنترل شود و چه با اهرم 10X.

چیزی که تغییر می‌کند مارجین موردنیاز است.

برای پوزیشن 6,000 تتری:

  • با اهرم 5X حدود 1,200 تتر مارجین اولیه لازم است.
  • با اهرم 10X حدود 600 تتر مارجین اولیه لازم است.
  • با اهرم 20X حدود 300 تتر مارجین اولیه لازم است.

بنابراین اهرم بیشتر باعث می‌شود همان Exposure با سرمایه اولیه کمتری کنترل شود و به همین دلیل درصد ROI نسبت به مارجین بزرگ‌تر به نظر برسد. در مقابل، فاصله پوزیشن تا محدوده لیکوییدیشن نیز معمولاً کاهش پیدا می‌کند.

اگر معامله‌گر با افزایش اهرم، حجم پوزیشن را نیز افزایش دهد، آن‌گاه PNL بالقوه و زیان بالقوه هر دو بزرگ‌تر خواهند شد.

قیمت هدف یا Target Price در فیوچرز چگونه محاسبه می‌شود؟

Target Price قیمتی است که معامله باید به آن برسد تا با فرض ثابت‌بودن سایر متغیرها، ROI موردنظر ایجاد شود.

در قرارداد خطی USDT-M، فرمول ساده قیمت هدف برای موقعیت لانگ به شکل زیر است:

Target Price Long = Entry Price × (1 + ROI ÷ Leverage)

برای موقعیت شورت:

Target Price Short = Entry Price × (1 − ROI ÷ Leverage)

در این فرمول ROI باید به شکل اعشاری وارد شود؛ برای مثال 50 درصد برابر 0.5 است. همین ساختار محاسباتی در ماشین حساب رسمی Binance Futures نیز برای Target Price استفاده می‌شود.

مثال محاسبه Target Price

فرض کنید:

  • قیمت ورود BTC: 60,000 تتر
  • اهرم: 10X
  • ROI هدف: 50 درصد
  • جهت معامله: Long

در این حالت:

Target Price = 60,000 × (1 + 0.5 ÷ 10)

قیمت هدف برابر است با:

63,000 USDT

یعنی در یک مدل ساده و بدون احتساب هزینه‌های معامله، رشد 5 درصدی قیمت دارایی با اهرم 10X معادل ROI حدود 50 درصد روی Initial Margin خواهد بود.

همین رابطه یک نکته مهم را نشان می‌دهد: ROI پنجاه‌درصدی لزوماً به معنی رشد پنجاه‌درصدی قیمت بیت‌کوین نیست. اهرم باعث تفاوت میان درصد حرکت دارایی و درصد بازده روی مارجین می‌شود.

قیمت لیکوییدیشن چیست؟

قیمت لیکوییدیشن یا Liquidation Price محدوده‌ای است که در آن مارجین باقی‌مانده دیگر برای حفظ یک پوزیشن اهرمی کافی نیست و سیستم معاملاتی می‌تواند فرآیند بستن اجباری موقعیت را آغاز کند.

در پوزیشن Long، کاهش قیمت بازار زیان شناور را افزایش می‌دهد؛ در پوزیشن Short، افزایش قیمت این اثر را ایجاد می‌کند.

محاسبه دقیق قیمت لیکوییدیشن فقط به «قیمت ورود ÷ اهرم» محدود نیست. در سیستم‌های واقعی متغیرهایی مانند این موارد می‌توانند روی آن اثر بگذارند:

  • Initial Margin
  • Maintenance Margin
  • حجم پوزیشن
  • اهرم
  • مارجین اضافه‌شده به معامله
  • ساختار Cross یا Isolated
  • Mark Price یا Fair Price
  • Funding Fee
  • کارمزدهای معاملاتی
  • Risk Tier یا محدودیت‌های مربوط به اندازه پوزیشن

در مستندات رسمی MEXC نیز شرط لیکوییدیشن در حالت Isolated زمانی تعریف شده است که Position Margin به‌علاوه Unrealized PNL دیگر برای پوشش Maintenance Margin کافی نباشد.

فرمول ساده قیمت لیکوییدیشن

برای درک ریاضی موضوع می‌توان یک مدل ساده را در نظر گرفت. اگر Maintenance Margin و سایر هزینه‌ها موقتاً نادیده گرفته شوند:

برای Long:

Liquidation / Bankruptcy Approximation ≈ Entry Price − (Allocated Margin ÷ Position Quantity)

برای Short:

Liquidation / Bankruptcy Approximation ≈ Entry Price + (Allocated Margin ÷ Position Quantity)

اگر مارجین همان Initial Margin باشد، رابطه ساده‌تر تقریباً به این شکل تبدیل می‌شود:

Long ≈ Entry Price × (1 − 1 ÷ Leverage)

Short ≈ Entry Price × (1 + 1 ÷ Leverage)

اما این اعداد نباید با قیمت لیکوییدیشن قطعی یک پوزیشن واقعی اشتباه گرفته شوند. صرافی‌ها برای حفظ Maintenance Margin معمولاً پیش از رسیدن مارجین به صفر وارد فرآیند لیکوییدیشن می‌شوند. به همین دلیل فرمول ساده بالا بیشتر برای فهم رابطه اهرم، مارجین و فاصله قیمتی کاربرد دارد، نه تعیین دقیق قیمت بسته‌شدن اجباری.

چرا قیمت لیکوییدیشن ماشین حساب ممکن است با پوزیشن واقعی فرق داشته باشد؟

Liquidation Price یکی از خروجی‌هایی است که باید بیشترین احتیاط را درباره آن داشت.

در بسیاری از بازارهای Perpetual، معیار لیکوییدیشن Mark Price یا Fair Price است و نه الزاماً آخرین معامله‌ای که روی نمودار دیده می‌شود. برای مثال مستندات Bybit صراحتاً رسیدن Mark Price به Liquidation Price را معیار آغاز لیکوییدیشن معرفی می‌کند و MEXC نیز از Fair Price در محاسبات PNL شناور و سازوکارهای ریسک استفاده می‌کند.

بنابراین ممکن است Last Price روی نمودار و قیمت مبنای مدیریت ریسک پوزیشن دقیقاً یکسان نباشند.

عامل دیگر Maintenance Margin Rate است. این نرخ ممکن است با افزایش Position Size و ورود به Risk Tier جدید تغییر کند. در چنین حالتی دو معامله با قیمت ورود و اهرم مشابه، الزاماً قیمت لیکوییدیشن یکسانی ندارند.

به همین دلیل خروجی ماشین حساب لیکویید شدن باید به‌عنوان برآورد سناریو استفاده شود و عدد نمایش‌داده‌شده در پوزیشن واقعی، مرجع نهایی وضعیت همان معامله است.

تفاوت Liquidation Price و Bankruptcy Price چیست؟

قیمت لیکوییدیشن و Bankruptcy Price یک مفهوم نیستند.

Bankruptcy Price نقطه نظری‌ای است که مارجین پوزیشن عملاً به صفر می‌رسد.

Liquidation Price معمولاً زودتر از آن قرار دارد، زیرا صرافی برای حفظ Maintenance Margin و اجرای فرآیند مدیریت ریسک مجبور نیست منتظر صفرشدن کامل وثیقه بماند.

همین تفاوت توضیح می‌دهد که چرا فرمول بسیار ساده «حرکت معکوس 1 ÷ Leverage» معمولاً نمی‌تواند قیمت لیکوییدیشن واقعی یک پلتفرم را با دقت کامل مشخص کند. مستندات فنی MEXC نیز Bankruptcy Price و Liquidation Price را به‌صورت دو محاسبه جداگانه تعریف می‌کند.

حداکثر موقعیت یا Max Position چگونه محاسبه می‌شود؟

بخش «حداکثر موقعیت» ماشین حساب فیوچرز نشان می‌دهد با مقدار مشخصی Available Margin و Leverage، حداکثر چه Position Value نظری می‌توان ایجاد کرد.

رابطه پایه:

Maximum Position Value ≈ Available Margin × Leverage

برای تبدیل آن به تعداد واحد دارایی:

Maximum Position Quantity ≈ (Available Margin × Leverage) ÷ Entry Price

برای مثال اگر:

  • مارجین در دسترس: 500 USDT
  • اهرم: 10X
  • قیمت BTC: 60,000 USDT

باشد:

Maximum Position Value = 500 × 10 = 5,000 USDT

و:

Maximum BTC Quantity = 5,000 ÷ 60,000 ≈ 0.0833 BTC

این رابطه با منطق محاسبه Maximum Contracts در مستندات رسمی بازارهای فیوچرز نیز سازگار است.

اما Max Position به معنی Position Size پیشنهادی نیست. این عدد صرفاً ظرفیت ریاضی براساس مارجین و اهرم را نشان می‌دهد. استفاده از تمام مارجین در دسترس برای یک پوزیشن، فضای کمتری برای تحمل نوسان، هزینه‌ها یا سایر موقعیت‌های باز باقی می‌گذارد.

در محیط واقعی، Position Limit، Risk Tier، حداقل Maintenance Margin، کارمزد بازکردن سفارش و محدودیت حداکثر اهرم هر بازار نیز ممکن است حداکثر حجم قابل ثبت را کاهش دهند.

میانگین قیمت ورود در فیوچرز چگونه محاسبه می‌شود؟

اگر یک پوزیشن در چند قیمت و با حجم‌های متفاوت ساخته شود، قیمت ورود نهایی برابر میانگین ساده قیمت‌ها نیست. باید میانگین وزنی براساس حجم هر سفارش محاسبه شود.

برای دو سفارش:

Average Entry Price =
(Price₁ × Quantity₁ + Price₂ × Quantity₂) ÷ (Quantity₁ + Quantity₂)

این همان منطق Weighted Average Price است که برای تجمیع چند ورود به یک موقعیت استفاده می‌شود. MEXC نیز برای قراردادهای USDT-M میانگین ورود پس از اضافه‌کردن حجم را با همین رابطه محاسبه می‌کند.

مثال محاسبه میانگین قیمت ورود

فرض کنید ابتدا:

0.05 BTC در قیمت 60,000 USDT

و سپس:

0.10 BTC در قیمت 57,000 USDT

به یک پوزیشن اضافه شده است.

بنابراین:

Average Entry =
(60,000 × 0.05 + 57,000 × 0.10) ÷ 0.15

نتیجه:

58,000 USDT

در نتیجه Average Entry Position برابر 58,000 تتر خواهد بود.

نکته مهم این است که پایین‌آوردن میانگین ورود در یک پوزیشن Long به‌خودی‌خود به معنی کاهش ریسک معامله نیست. با اضافه‌کردن سفارش جدید، Position Size و Exposure نیز افزایش پیدا می‌کند و اگر بازار همچنان خلاف جهت معامله حرکت کند، زیان دلاری بزرگ‌تری ایجاد خواهد شد.

اهرم چگونه روی مارجین، ROI و لیکوییدیشن اثر می‌گذارد؟

اثر Leverage را باید در سه بخش جداگانه بررسی کرد.

اول، اهرم مارجین اولیه موردنیاز را کاهش می‌دهد:

Initial Margin ≈ Position Value ÷ Leverage

دوم، چون ROI نسبت به Initial Margin محاسبه می‌شود، برای Position Size یکسان استفاده از Leverage بالاتر باعث بزرگ‌ترشدن درصد ROI مثبت یا منفی نسبت به سرمایه درگیرشده می‌شود.

سوم، اگر مارجین بیشتری به پوزیشن اختصاص داده نشود، اهرم بالاتر معمولاً فاصله میان Entry Price و Liquidation Price را کاهش می‌دهد.

به همین دلیل بررسی صرفاً «سود احتمالی» تصویر کاملی از یک معامله اهرمی نمی‌دهد. PNL، مارجین موردنیاز و فاصله تا لیکوییدیشن باید در کنار یکدیگر دیده شوند.

کارمزد و Funding Fee چه اثری روی سود واقعی فیوچرز دارند؟

خروجی محاسبه PNL در ماشین حساب ورسلند در حال حاضر کارمزد معاملات را در محاسبه وارد نمی‌کند و نتیجه به‌عنوان برآورد اولیه نمایش داده می‌شود.

این موضوع مهم است، زیرا Gross PNL با سود یا زیان خالص نهایی یکسان نیست.

یک مدل کامل‌تر برای Realized PNL می‌تواند شامل این اجزا باشد:

Net Realized PNL = Closing PNL − Trading Fees ± Funding Fees

در معاملات Perpetual، Funding Fee نیز بسته به نرخ Funding و جهت پوزیشن ممکن است پرداخت یا دریافت شود. در مستندات MEXC، Realized PNL نهایی از Closing PNL با درنظرگرفتن Funding Fee و کارمزدهای ورود و خروج محاسبه می‌شود.

بنابراین اگر ماشین حساب برای یک سناریو 300 تتر PNL نمایش دهد، این عدد الزاماً به معنی 300 تتر سود خالص قابل تحقق نیست.

چرا سود محاسبه‌شده با سود واقعی معامله متفاوت می‌شود؟

چند عامل می‌توانند بین خروجی ماشین حساب و نتیجه واقعی معامله اختلاف ایجاد کنند.

کارمزد معامله: بازکردن و بستن پوزیشن هزینه معاملاتی دارد.

Funding Fee: اگر پوزیشن از زمان تسویه Funding عبور کند، بسته به Funding Rate ممکن است مبلغی پرداخت یا دریافت شود.

Slippage: به‌ویژه در Market Order یا Position Size بزرگ، تمام سفارش الزاماً در یک قیمت اجرا نمی‌شود.

Average Fill Price: سفارش می‌تواند در چند سطح Order Book پر شود و قیمت اجرای واقعی با قیمت واردشده در ماشین حساب متفاوت باشد.

Mark Price: PNL شناور یا Liquidation در برخی سازوکارهای معاملاتی براساس Mark/Fair Price محاسبه می‌شود.

Maintenance Margin: نرخ نگهداری پوزیشن می‌تواند بسته به حجم معامله یا Risk Tier متفاوت باشد.

رقبای تخصصی ماشین حساب فیوچرز نیز به همین دلیل خروجی Liquidation و PNL را برآورد معرفی می‌کنند و تفاوت قوانین صرافی، Funding، Mark Price و Margin Tier را از عوامل ایجاد اختلاف می‌دانند.

یک مثال کامل از محاسبه معامله فیوچرز

فرض کنیم یک معامله‌گر قصد دارد سناریوی زیر را قبل از بازکردن پوزیشن بررسی کند:

  • BTCUSDT
  • جهت: Long
  • قیمت ورود: 60,000 USDT
  • قیمت خروج فرضی: 63,000 USDT
  • حجم: 0.1 BTC
  • Leverage: 10X

ارزش کل پوزیشن:

60,000 × 0.1 = 6,000 USDT

مارجین اولیه تقریبی:

6,000 ÷ 10 = 600 USDT

PNL ناخالص:

(63,000 − 60,000) × 0.1 = 300 USDT

ROI تقریبی پیش از هزینه‌ها:

300 ÷ 600 × 100 = 50%

در نگاه اول ممکن است نتیجه گرفته شود که اهرم 10X «300 تتر سود ساخته است»، اما چنین برداشتی دقیق نیست. سود 300 تتری از حرکت 3,000 تتری قیمت روی حجم 0.1 BTC به وجود آمده است. نقش اهرم این بوده که برای کنترل Position Value شش‌هزار تتری به‌جای تأمین کل 6,000 تتر، حدود 600 تتر Initial Margin نیاز باشد.

این تفاوت برای تحلیل صحیح خروجی ماشین حساب فیوچرز اهمیت زیادی دارد.

اشتباهات رایج هنگام استفاده از ماشین حساب فیوچرز

یکی از خطاهای رایج، اشتباه‌گرفتن Margin با Position Size است. اگر 100 تتر مارجین با اهرم 10X استفاده شود، Exposure نظری معامله می‌تواند حدود 1,000 تتر باشد؛ بنابراین زیان و کارمزدها باید نسبت به Position Value بررسی شوند، نه فقط مبلغ مارجین.

خطای دوم، درنظرگرفتن Liquidation Price به‌عنوان Stop Loss است. حد ضرر یک تصمیم معاملاتی برای خروج از پوزیشن است، در حالی که لیکوییدیشن یک سازوکار اجباری مدیریت ریسک پلتفرم محسوب می‌شود.

خطای سوم، تمرکز بر ROI بدون توجه به PNL دلاری است. ROI بالا روی مارجین کوچک می‌تواند نتیجه استفاده از Leverage بالا باشد، اما همان ساختار در حرکت مخالف بازار نیز درصد زیان را سریع‌تر افزایش می‌دهد.

خطای چهارم، فرض قطعی‌بودن قیمت خروج است. اگر سفارش با Market Order اجرا شود، Slippage می‌تواند Average Close Price را تغییر دهد.

و خطای پنجم، نادیده‌گرفتن Funding و Fees است. ماشین حساب می‌تواند منطق معامله را شفاف کند، اما هزینه واقعی اجرای پوزیشن تنها پس از مشخص‌شدن شرایط سفارش و بازار قابل محاسبه است.

ماشین حساب فیوچرز چه چیزی را پیش‌بینی نمی‌کند؟

ماشین حساب فیوچرز ابزار پیش‌بینی بازار نیست.

این ابزار نمی‌تواند مشخص کند بیت‌کوین یا یک آلت‌کوین افزایش یا کاهش قیمت خواهد داشت، بهترین Leverage برای یک معامله خاص چیست یا یک Position باید باز شود یا خیر.

ماشین حساب فقط رابطه میان ورودی‌های مشخص را محاسبه می‌کند؛ برای مثال:

«اگر با این قیمت وارد شوم و در آن قیمت خارج شوم، PNL تقریبی چقدر خواهد بود؟»

یا:

«اگر ROI هدف من این مقدار باشد، قیمت خروج نظری کجاست؟»

یا:

«با این Margin و Leverage، Position Size نظری من چقدر می‌شود؟»

نتیجه محاسبه نباید به‌عنوان توصیه سرمایه‌گذاری، تضمین سود یا پیش‌بینی رفتار آینده بازار تفسیر شود. معاملات اهرمی می‌توانند در مدت کوتاهی زیان قابل‌توجهی ایجاد کنند و با افزایش Leverage، حساسیت پوزیشن به نوسانات قیمت بیشتر می‌شود.

ماشین حساب فیوچرز ورسلند و معاملات تعهدی

پس از بررسی سناریوی معامله در ماشین حساب، کاربر می‌تواند پارامترهای موردنظر خود را در بازار معاملات تعهدی ورسلند بررسی کند.

در حال حاضر ماشین حساب ورسلند امکان انتخاب جفت‌ارز، موقعیت Long یا Short و Leverage تا 100X را در رابط ابزار نمایش می‌دهد. بازار معاملات تعهدی ورسلند نیز برای برخی بازارها امکان استفاده از اهرم تا 100 برابر را ارائه می‌کند. میزان اهرم قابل استفاده می‌تواند براساس دارایی و شرایط بازار متفاوت باشد؛ بنابراین مقدار نمایش‌داده‌شده در پنل معاملاتی همان بازار باید پیش از ثبت سفارش بررسی شود.

ماشین حساب را می‌توان پیش از ثبت سفارش برای مقایسه چند سناریو استفاده کرد؛ برای مثال تغییر Leverage، Entry Price یا Position Size و مشاهده تأثیر آن بر Margin، PNL یا Liquidation Price.

این مرحله جایگزین تعیین حد ضرر، بررسی نقدشوندگی، کنترل Position Size یا مدیریت ریسک نیست؛ بلکه یک لایه محاسباتی برای درک بهتر اعداد معامله است.

سوالات متداول ماشین حساب فیوچرز

ماشین حساب فیوچرز چیست؟

ماشین حساب فیوچرز ابزاری برای محاسبه پارامترهای یک معامله اهرمی مانند PNL، مارجین، ROI، قیمت هدف، قیمت لیکوییدیشن، Maximum Position و Average Entry Price است. خروجی ابزار براساس داده‌هایی که کاربر وارد می‌کند محاسبه می‌شود و پیش‌بینی قیمت بازار نیست.

چگونه سود فیوچرز را محاسبه کنیم؟

در پوزیشن Long قراردادهای خطی، سود یا زیان ناخالص از فرمول (قیمت خروج − قیمت ورود) × حجم معامله به دست می‌آید. در پوزیشن Short جهت رابطه برعکس است و از (قیمت ورود − قیمت خروج) × حجم معامله استفاده می‌شود. کارمزد و Funding Fee می‌توانند سود یا زیان نهایی را تغییر دهند.

چگونه درصد سود فیوچرز یا ROI را محاسبه کنیم؟

ROI از تقسیم PNL بر Initial Margin و ضرب نتیجه در 100 به دست می‌آید. به همین دلیل ROI با PNL یکسان نیست. ممکن است یک معامله PNL ثابت داشته باشد، اما با تغییر مارجین اولیه درصد ROI متفاوتی نشان دهد.

ماشین حساب لوریج چگونه کار می‌کند؟

Leverage نسبت Position Value به Margin را مشخص می‌کند. در یک مدل ساده، Initial Margin برابر Position Value تقسیم بر Leverage است. برای مثال یک Position ده‌هزار تتری با اهرم 10X حدود هزار تتر Initial Margin نیاز دارد، پیش از احتساب سایر هزینه‌ها و الزامات مارجین.

چگونه قیمت لیکویید شدن را حساب کنیم؟

محاسبه دقیق Liquidation Price به Entry Price، Position Size، Margin، Leverage، Maintenance Margin و سازوکار مدیریت ریسک پلتفرم وابسته است. در بازارهای واقعی Mark Price، Funding Fee و Risk Tier نیز می‌توانند روی قیمت لیکوییدیشن اثر بگذارند؛ بنابراین نتیجه ماشین حساب یک برآورد است.

آیا اهرم 10X یعنی با رشد 1 درصدی قیمت، 10 درصد سود می‌کنیم؟

در یک مدل ساده و پیش از هزینه‌ها، اگر Position Size براساس همان Initial Margin ساخته شده باشد، حرکت یک‌درصدی قیمت در جهت معامله با Leverage ده‌برابری می‌تواند تقریباً معادل 10 درصد تغییر ROI روی مارجین باشد. اما PNL دلاری همچنان به Position Size و اختلاف قیمت بستگی دارد و کارمزد، Funding و قیمت اجرای واقعی می‌توانند نتیجه نهایی را تغییر دهند.

Max Position در فیوچرز چیست؟

Max Position حداکثر ارزش یا حجم نظری پوزیشنی است که براساس Available Margin و Leverage می‌توان کنترل کرد. این عدد نباید با اندازه مناسب معامله اشتباه گرفته شود؛ Position Limit، Risk Tier و الزامات مارجین ممکن است حداکثر واقعی را محدود کنند.

میانگین قیمت ورود چگونه حساب می‌شود؟

برای چند ورود با حجم متفاوت باید از Weighted Average استفاده شود. مجموع حاصل‌ضرب قیمت هر سفارش در حجم همان سفارش بر مجموع حجم تمام سفارش‌ها تقسیم می‌شود. میانگین ساده دو قیمت فقط زمانی نتیجه صحیح می‌دهد که حجم دو سفارش دقیقاً برابر باشد.

آیا ماشین حساب فیوچرز کارمزد را در نظر می‌گیرد؟

در نسخه فعلی ماشین حساب فیوچرز ورسلند، کارمزد معاملات در نتیجه محاسبه لحاظ نشده و خروجی به‌عنوان برآورد اولیه ارائه می‌شود. Funding Fee، Slippage و بعضی پارامترهای وابسته به شرایط واقعی پوزیشن نیز می‌توانند نتیجه نهایی را تغییر دهند.

آیا قیمت لیکوییدیشن ماشین حساب کاملاً دقیق است؟

خیر. Liquidation Price به قوانین مارجین و شرایط واقعی حساب وابسته است. Maintenance Margin، Mark Price، Funding، Position Size، Margin Mode و تغییر Risk Tier می‌توانند باعث شوند عدد واقعی با برآورد یک ماشین حساب متفاوت باشد. عدد نمایش‌داده‌شده در پنل پوزیشن واقعی باید مرجع وضعیت همان معامله در نظر گرفته شود.